X
تبلیغات
ارکستر بادی ایرانیان

ارکستر بادی ایرانیان

شرکت موزیک پاک سازینه

آنسامبل بادي ايرانيان


از مهر 1392 آنسامبل بادي ايرانيان دور جديد تمرينات

خود را آغاز نمود و به زودي در دانشگاه هنر كرج و

دانشگاه تهران به اجراي قطعات كلاسيك و ... خواهد

پرداخت


برچسب‌ها: آنسامبل بادي, افشارحشمتيان
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1392/07/17ساعت 16:59  توسط شورای فنی ارکستر  | 

کنسرت بزرگ ارکستر بادی ایرانیان بزودی اعلام خواهد شد

کنسرت بزرگ ارکستر بادی ایرانیان بزودی اعلام خواهد شد.

این ارکستر به همت عده ای از هنرجویان ودانشجویان هنرستان عالی موسیقی تاسیس گردیده است که سری جدید تمرینات خود را از اردیبهشت ۱۳۹۰ با اعضای جدید و جوان در سالن رودکی با همکاری و حمایت انجمن موسیقی ایران و مسئولین محترم بنیاد رودکی   به اجرای قطعات جازوکلاسیک پرداخته است

امید است به زودی جهت کنسرتی باشکوه با توجه به کیفیت آنسامبل و تنوع قطعات رضایت جامعه موسیقی وهنرمندان را جلب نماید

+ نوشته شده در  شنبه 1390/04/11ساعت 19:30  توسط شورای فنی ارکستر  | 

اعضای ارکستر

رهبر ارکستر: افشار حشمتیان
 
نوازندگان : فلوت :  هلیا گل مغانی. شایان حاصلی.محمد حسین محمدیان . ریحانه حاجی محمد
ابوا : سپیده عظیمی. مصطفی گلشن.شفق آقایی
کلارینت : .بهار توسلی .هوتن غضنفری.نادیا هاشمی.محمد ملکی ایی
کلارینت باس: مصطفی محمدی
ساکسوفون آلتو :
علیرضا مهدی زاده
ساکسوفون تنور : امیراصغرزاده
ساکسوفون  باریتون :  فخرالدین مومنه
فاگوت :   علیرضا متوسلی.اشکان عزیز خانی
هورن : امیرتقاضایی. حسام سیدآقا . نرگس تقی پور.شمیم حق شناس 
ترومپت : عباس دلیری . ملودی آسارش مقدم. .
ارشیا والی.سعید شفیعی
ترومبون : آرش عزیز خانی ..سپهر عباسی.علی سوفی .جعفر سیامکی
کنترباس : آرش ضرابی ها .
توبا : .جواد میر هاشمی
سولیست تنور :فرهاد خضری
درام :  .ایمان ذاکری
پرکاشن : محمد رحیمی 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/12/08ساعت 21:2  توسط شورای فنی ارکستر  | 

ارکستر سازهای بادی ایرانیان توسط افشار حشمتیان درمهرماه 1388 تشکیل گردید

 

ارکستر بادی ایرانیان

 ارکستر بادی ایرانیان به همت شرکت پاک موزیک در تیر ۱۳۸۸ به رهبری افشار حشمتیان تاسیس گردید

هدف از تشکیل این ارکستر جذب فارغ التحصیلان هنرستان ها و دانشگاه های موسیقی بوده که با جذب نوازندگان طی تمرینات متععد به اجرای قطعات کلاسیک . جاز و ایرانی بپردازد

این ارکستر تا کنون موفق به کسب مقام نخست بخش آزاد ارکسترهای بادی جشنواره موسیقی(شهرداری) آذر ۸۸ شده است

این ارکستر در نظر دارد جهت اشاعه ی فرهنگ  موسیقی خصوصا سازهای بادی در آینده در سرتاسرکشور به اجرای موسیقی بپردازد و همچنین از نوازندگان سرتاسر کشور دعوت بعمل آورد 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/12/08ساعت 20:49  توسط شورای فنی ارکستر  | 

کسب مقام اول بخش گروه آزاد دومین جشنواره موسیقی سازهای بادی(شهرداری) ۶ آذر ۱۳۸۸

کسب مقام اول بخش گروه آزاد دومین جشنواره موسیقی سازهای بادی

گروه ادب و هنر: سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران دومین جشنواره موسیقی سازهای بادی را در روزهای پنجم و ششم آذر‌ماه و سومین جشنواره طنز طهران را 20 آذرماه در فرهنگسرای بهمن برگزار می‌کند.

به گزارش اداره کل روابط عمومی این سازمان؛ محمد آزاده‌فر، مدیر امور موسیقی این سازمان در نشستی که در موزه امام علی برگزار شد، با اعلام این خبر گفت: در ابتدای سال ۸۸ یک برنامه جامع ۱۰ ساله برای توسعه استاندارد موسیقی شهری از سوی سازمان فرهنگی هنری تنظیم شد که برمبنای آن ارتقای سبد شنیداری شهروندان در اولویت قرار گرفت و بر این اساس 2 محور اصلی نیاز به «توسعه داخل سالن‌ها» و «توسعه در فضای باز» تدوین شد.وی در بیان برنامه‌ریزی‌های انجام شده برای توسعه داخل سالن‌ها اظهار داشت: ارتقای سطح آموزش موسیقی در فرهنگسرا‌ها در اولویت اول قرار گرفت؛ به‌گونه‌ای که سازمان فرهنگی هنری با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تمامی مدرسین موسیقی فرهنگسراها را مورد ارزیابی آنها از نظر توانایی تدریس قرار داد و در حال حاضر فقط مدرسینی در فرهنگسرا‌ها تدریس می‌کنند که دارای گواهینامه از طرف وزارت ارشاد باشند.

آزاده‌فر درباره ارتقای موسیقی در فضای باز، گفت: استفاده از پتانسیل‌های موسیقی محلی مانند سرنا و کرنا یکی از محورهای اصلی در نظر گرفته شده در این بخش است. در گذشته این‌گونه موسیقی در فضای باز بااستفاده از آمپلی‌فایر و تجهیزات دیگر انجام می‌شد، اما با سیاستگذاری‌های جدید بدون اینکه این کار را ممنوع کنیم شروع به جایگزین کردن موسیقی پیشرفته‌تر می‌کنیم.وی با بیان اینکه جشنواره موسیقی نظامی علاوه بر ارتقای قوه رزم‌نوازی نیروهای مسلح واجد پتانسیلی برای شهر و شهرداری است، افزود: شهرداری تهران این امکان را به‌عنوان ارگانی غیرنظامی فراهم کرده است تا هریک از نیروها در آن به رقابت بپردازند.

به گفته دبیر دومین جشنواره موسیقی نظامی، عمده شرکت‌کنندگان این جشنواره از نیروهای هوایی، زمینی و دریایی ارتش و نیروی زمینی سپاه و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی هستند که چند گروه آزاد نیز در کنار آنان به رقابت می‌پردازند. این دوره جشنواره موسیقی نظامی با همت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و مشارکت ستاد مشترک نیروهای مسلح کشور و بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس برگزار می‌شود.

وی با بیان اینکه سال گذشته یک گروه آزاد داشتیم که امسال به ۲گروه افزایش یافته است گفت: امسال نخستین سالی است که در یک گروه بادی آزاد، نوازنده بانو هم داریم.
بخش مسابقه دومین جشنواره موسیقی نظامی 5 آذر‌ماه در فرهنگسرای خاوران و مراسم اختتامیه ۶آذر از ساعت ۱۸ تا ۲۰20 در تالار شهید آوینی فرهنگسرای بهمن برگزار می‌شود
.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1390/04/11ساعت 19:41  توسط شورای فنی ارکستر  | 

ارکستر سمفونیک؛ مهد کودک نیست!

 خبرگزاری ایلنا (آرمین قیطاسی) 

با اینکه متولیان موسیقی از نبود نوازنده‌ی سازهای بادی در ارکستر سمفونیک گله دارند؛ اعضای گروه آرس‌نوا باوجود کسب مقام در چند دوره جشنواره، از این ارکستر اخراج شده‌اند. رهبر گروه می‌گوید: وضعیت نوازندگان ارکستر سمفونیک آنقدر ضعیف است که آنها را به گروه‌های پاپ هم راه نمی‌دهند.
چندی پیش خبری مبنی بر راه‌اندازی کارگاه‌های آموزشی سازهای بادی در جشنواره موسیقی فجر ارسال شد که گویی قرار است این کارگاه زیر نظر اساتید خارجی برگزار شود؛ این درحالی است که یک گروه 5 نفره که از بهترین نوازنده‌های درجه یک در سازهای بادی بودند به‌دلیل مسائل مختلف از ارکستر سنفونیک تهران اخراج شدند و هم‌اکنون این افراد؛ گروهی باعنوان «آرس نُوا» را تشکیل داده‌اند که در 4 دوره از جشنواره موسیقی فجر داعیه‌دار بوده و مقام‌های نخست در نوازندگی و گروه‌نوازی را کسب کرده‌اند.
آرمین قیطاسی(سرپرست گروه موسیقی آرس نُوا و نوازنده فلوت و پیکلو) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا گفت: ما دین خودمان را در کشورمان ادا کرده‌ایم و از متولیان حوزه‌ی موسیقی درخواست داشته‌ایم که ما را برای مسابقات نوازندگی سازهای بادی به کشورهای دیگر بفرستند که متاسفانه این امر هیچوقت محقق نشد.
وی افزود: من در 2 دوره از جشنواره موسیقی فجر یعنی در سال‌های 78 و 80 در تکنوازی مقام اول را به دست آوردم و همچنین در سال‌های 87 و 88 به همراه گروه آرس نُوا در گروه‌نوازی مقام کسب کرده‌ام اما با این حال کسی برای این موضوع تره خورد نکرد حتی زیرآب ما را در ارکستر سمفونیک تهران زدند.
قیطاسی با تایید مشکلاتی که اغلب رهبران ایرانی و خارجی از بخش سازهای بادی ارکستر سنفونیک تهران دارند، گفت: متاسفانه وضعیت سازهای بادی در ارکستر سمفونیک تهران بسیار اسف‌ناک است به گونه‌ای که اغلب رهبران از این بخش شاکی هستند و تمرین‌های جداگانه رهبران با این بخش در وقت‌های استراحت نشان دهنده وضعیت ضعیف بچه‌هایی هستند که در این ارکستر؛ سازهای بادی را می‌نوازند.
این نوازنده‌ی فلوت که قبل از اخراج در ارکستر سمفونیک نوازنده اول ساز می‌زد، خاطرنشان کرد: بسیاری؛ ارکستر سمفونیک تهران را با مهد کودک اشتباه گرفته‌اند و تا زمانی که یک امتحان وسیع با داوری افراد بی‌طرف برای حضور نوازندگان درجه یک در ارکستر سمفونیک تهران برگزار نشود؛ وضعیت روز به روز دردآورتر می‌شود و ارکستر سمفونیک تهران به قهقرا می‌رود.
این هنرمند با اشاره به اینکه نوازنده‌های ارکستر سمفونیک فقط و فقط می‌توانند در ارکستر سمفونیک بنوازند و ارکسترهای دیگر آنها را راه نمی‌دهند، تاکید کرد: متاسفانه وضعیت هنرمندانی که در ارکستر سمفونیک ساز می‌زنند آنقدر ضعیف و سطح پایین است که بسیاری از این نوازنده‌ها را حتی به گروه‌های پاپ هم راه نمی‌دهند.
آرمین قیطاسی درباره دلایل اخراج آنها از ارکستر سنفونیک، گفت: متاسفانه قدیمی‌های این ارکستر چشم دیدن نوازنده‌های جوان و خوب را نداشتند و همچنین مسائل حاشیه‌ای دیگری مانند حقوق و همچنین برخوردهای غیراخلاقی با نوازنده‌های جوان منجر شد که ما دیگر در این ارکستر نباشیم.
این نوازنده که امسال به همراه گروهش دیگر در بخش رقابتی جشنواره موسیقی فجر اجرا ندارد و در بخش جنبی به صحنه می‌رود، اظهار داشت: برنامه‌ی ما 7 اسفند ماه ساعت 19 در سالن ارسباران برگزار می‌شود و در آن علاوه بر قطعاتی از ساخته‌ی گروه، قطعات دیگری نیز از آهنگسازان معاصر نواخته خواهد شد.
وی افزود: در این برنامه قطعاتی از آهنگسازان معاصر در 2 ساله اخیر نظیر جرج ویکنی، داریوس میلود، دبوسی، فرانسیس یولنگ و... توسط گروه آرس نُوا اجرا می‌شود.
قیطاسی با اشاره به اینکه گروه آرس نُوا اولین گروهی است که ارکستر کوینتت ایران در تاریخ موسیقی این مملکت را راه‌اندازی کرده است، تصریح کرد: به‌دلیل اینکه ما کارهایی از آهنگسازان خاص را اجرا می‌کنیم و نت این کارها در بازار وجود ندارد؛ مجبوریم که  که نت ارجینال را از کشورهای اروپایی با قیمت گزاف تهیه کنیم.
وی درباره نوازنده‌های گروه آرس نُوا گفت: در این گروه علاوه بر خودم که فلوت و پیکولو می‌نوازم، آرین قیطاسی(کرانگله و ابوا)، هومن نامداری(کلارینت)، امیرحسین محمدیان(فاگوت) و بهنام ابوالقاسم(پیانو) حضور دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/12/09ساعت 22:16  توسط شورای فنی ارکستر  | 

نوازندگی حرفه ای تهدید می شود

گفت وگو با اردلان وثوقی نوازنده پیانو

اردلان وثوقى» فراگيرى موسيقى را از خردسالى و پيانو را از ۹ سالگى آغاز و از ۱۳ سالگى تاكنون كنسرت هاى متعددى در شهرهاى مختلف «ايران»، «لهستان» (۲۰۰۱)، «اتريش» (۲۰۰۴) و «آمريكا» (۲۰۰۴- ۲۰۰۳) اجرا كرده و در رپرتوار خود آثار اغلب مكاتب موسيقى چهار قرن اخير را لحاظ كرده است. وى پس از فراگيرى آموزه هاى بنيادين نوازندگى پيانو نزد «فرمان بهبود»، «دلبر حكيم آوا»، «گرهارد گرتشلگر» و دريافت چندين ديپلم سطوح عالى (Masterclass) زيرنظر استادانى از اوكراين، اتريش، سوئيس و نيز فراگيرى دروس مبانى اجراى موسيقى و آهنگسازى زيرنظر «شريف لطفى»، «كامبيز روشن روان»، «توماس كريستين داويد» (رهبر سابق اركستر فيلارمونيك وين)، موفق به اخذ پذيرش و بورس تحصيلى از دانشگاه «اينديانا» در آمريكا شد و از سال ۲۰۰۲ در سطح (High Masters) در رشته نوازندگى پيانو زيرنظر استادان ممتاز جهانى همچون پروفسور Edward Auer (پيانو) و پروفسور Emille Naoumoff (موسيقى مجلسى)، بر تحصيلات خويش افزوده است. «وثوقى» همچنين در سال ۲۰۰۳ در كلاس شوپن شناس برجسته، Halina Goldberg شركت كرد و اين دوره را با مرورى جامع بر مكاتب و آناليز اجراى آثار شوپن و با ارائه دو مقاله به اتمام رساند. از آخرين موفقيت هاى وى مى توان به كسب مقام اول (رده سنى بزرگسال) در مسابقه دوسالانه نوازندگى موسيقى مدرن كه در آذر ماه سال گذشته و به مناسبت هفتادمين سالگرد تاسيس دانشگاه تهران برگزار شد، اشاره كرد.
•گفت وگو در باب دو مقوله «اجراكنندگان موسيقى» و نيز «مستمعين موسيقى» را مى توان هم به طور مجزا پى گرفت و هم به موازات يكديگر پيش برد. شما با كدام شيوه موافقيد؟
ترجيح مى دهم هر يك را به طور جداگانه بحث كنيم. البته اين دو مقوله در نقاطى به هم گره خورده اند و لذا ضمن اينكه با تقسيم بندى شما موافقم، پيشنهاد مى كنم اين دو را تنها در صورت لزوم به شكل تفكيك شده تصور كنيم.
•پس نخست بر روى «اجراكنندگان» متمركز مى شويم. شما با جو حاكم بر اجراى موسيقى در ايران آشنايى داريد. از طرفى با حيطه هاى آكادميك موسيقى در اروپا و آمريكا در ارتباط بوده ايد. آيا تمايل داريد اين دو فضا را با هم مقايسه كنيد؟
من اصولاً با مقايسه مخالف هستم. شايد اگر در ابتدا با «بازتشريح» يكسرى مفاهيم بنيادين و در راس آنها مفهوم تخصص گرايى در نوازندگى، به ريشه يابى مشكلات و در صورت امكان آسيب شناسى مختصر آنها بپردازيم، شما نيز به دلايل مخالفت من به مقايسه اين دو حيطه پى مى بريد؛ در واقع ما بيش از مقايسه به شناختى عميق تر از مفاهيم حرفه اى نياز داريم.
•تصويرى كه شما از آكادمى هاى خارج از كشور- كه به نحوى فضاى «مرجع» (دست كم براى ما) محسوب مى شوند- در ذهن داريد چگونه است؟ خود شما در دانشگاه موسيقى «اينديانا» كه در نظرسنجى همگام با «انستيتوى كرتيس» و «مدرسه موسيقى جوليارد» معتبرترين آكادمى هاى موسيقى در ايالات متحده محسوب مى شوند، تحصيل كرده ايد. تصور مى كنم از لحاظ وسعت فضاى آموزشى، دانشگاه «اينديانا» بزرگترين آكادمى موسيقى در دنيا محسوب مى شود.
بله. ولى همان طور كه اشاره كردم، شاخص هايى مهمتر از امكانات فضاى آموزشى وجود دارد كه منجر به پرورش تخصص گرايانه شاگردان اين محيط هاى مرجع مى شود. شاخص هايى مانند شيوه گزينش دانشجويان، امكانات آموزشى و اجرايى و مهمتر از همه سيستم آموزشى حاكم و بالاخره فرهنگ موسيقايى يا همان «جو حاكم»؛ چه براى حرفه اى ها و چه در جايگاه يك مستمع صرف. البته يادآورى اين نكته را هم ضرورى مى دانم كه واژه «مرجع» به سادگى به همه آكادمى هايى كه در خارج از كشور هستند قابل اطلاق نيست يا مثلاً چنانچه فردى مدتى در خارج از كشور به تحصيل موسيقى پرداخته، او را به صرف اين تجربه نمى توان يك مرجع موزيكال محسوب كرد.
•شايد با همين اولويتى كه شما براى اين چند مقوله قائل شديد، بتوان به شرح تك تك آنها پرداخت. درباره شرايط گزينش و پذيرش چه مواردى مدنظر شما است؟
اصولاً براى اخذ پذيرش از يك آكادمى منطبق با سطوح استانداردهاى جهانى در رشته نوازندگى شما بايستى يك رپرتوار نسبتاً مفصل از قطعات استاندارد كنسرت هاى معمول نوازندگان بين المللى داشته باشيد (در اولين مرحله)؛ در همين مرحله ما با دو مشكل مواجهيم: يكى عدم آشنايى اكثريت (و نه همه) استادان و هنرجويان با مفهوم «رپرتوار استاندارد» نوازندگى و ديگرى عدم دسترسى عمومى و آسان به نت ها و اجراهاى استاندارد. به عبارت ديگر رپرتوار استاندارد مفهومى وراى «سونات مهتاب» بتهوون و يكى دو پرلود فوگ عوام پسندانه باخ به همراه يكى دو اتود كم دردسر شوپن است؛ هرگز فراموش نمى كنم كه حدود ۶ سال پيش براى تهيه نت «اتودهاى سمفونيك شومان» به فروشگاه به اصطلاح مرجع موسيقى مملكت در آن دوران يعنى مركز موسيقى اسكندريان رجوع كردم و فروشنده در حالى كه ذوق زده شده بود به من گفت كه در حدود ۱۰ الى ۱۵ سال اخير شايد اولين كسى هستم كه براى تهيه پارتيتور اين قطعه به مغازه اش رجوع مى كند! در آن موقع در سراسر كشور نتوانستم حتى اجرايى از اين قطعات پيدا كنم اگر چه خودم چندى بعد همين قطعه مفصل را به روى صحنه بردم و براى پذيرش از دانشگاه اينديانا هم ضبط كرده و CD كار را ارسال كردم كه البته آن هم داستان جالب خودش را داشت.
•اين ارسال CD ظاهراً جزيى از مراحل گزينش محسوب مى شود كه البته خوشحال مى شويم در مورد آن كمى توضيح بدهيد.
مهمترين مرحله، ضبط و بعداً ارائه اجرايى زنده، از آثار چند مكتب موسيقى است. در اين مرحله مشكل اصلى كه من آن موقع به آن برخوردم، نبود حتى يك پيانوى مناسب در استوديوهاى سراسر كشور براى ضبط قطعاتم بود. حتى از طرف دانشگاه اينديانا به من تاكيد كرده بودند كه در صورت تاخير در ارسال اين CD، موضوع احراز بورس مى تواند با مشكل جدى مواجه شود (اين به معناى از دست دادن چندين هزار دلار كمك هزينه تحصيلى بود.) من در اسرع وقت ضبط اوليه قطعاتم را در يك استوديوى صاحب نام در تهران به پايان بردم اما در پايان كار اين استوديو به علت خرابى يكى از دستگاه هايش، از ارائه CD نهايى در موعد مقرر به من خوددارى كرد و بدين ترتيب من مجدداً براى ضبط و ارسال به موقع قطعات با مشكل مواجه شدم؛ مرحله ديگر اخذ پذيرش كسب نمره مورد نياز در امتحان تئورى موسيقى بود؛ منظور از «تئورى موسيقى» براى اخذ پذيرش در سطح High Master در آكادمى هاى مرجع بين المللى بسيار فراتر از اين مفهوم در كشور ما است و علاوه بر آن «سولفژ»، «هارمونى» و «اصول فرم شناسى» در سطحى بسيار بالا را نيز شامل مى شود و در كنار اينها، متقاضيان موظف به كسب نمره حدنصاب در امتحان «ديكته موسيقى» و «تاريخ موسيقى كهن تا پايان دوران مدرن» بودند؛ امتحاناتى كه من حتى موفق به يافتن مراجع بسيار معروف آنها در تمام ايران نشدم. ملاحظه فرماييد كه براى پيش پا افتاده ترين مراحل اخذ پذيرش از يك آكادمى خارجى معتبر، يك نوازنده جوان با چه مشكلاتى مى تواند مواجه شود. اگر چه اين روند در حال حاضر كمرنگ تر شده ولى متاسفانه هنوز مطرح است. شايد براى شما جالب و كمى حيرت انگيز باشد اگر بگوييم كه تمام اين دردسرها جزء كوچك مشكلاتى است كه هنر نوازندگى حرفه اى را در كشور ما مورد تهديد قرار داده است.
•از نظر شما جزء بزرگتر و اصلى تر مشكلات كجا است؟
در توضيح اين مقوله، من بر مفهوم تخصص گرايى مصراً تاكيد مى كنم. اين همان بحثى است كه در رابطه با كيفيت آموزش حرفه اى از يك سو و از سوى ديگر فرهنگ نگرش به هنر به طور كلى و به موسيقى و هنر نوازندگى حرفه اى به گونه اى اختصاصى تر قابل بررسى است. پديده فراگيرى و آموزش علمى يك ساز موسيقى، حداقل در سه مقوله قابل بررسى است. «چيستى»، «چگونگى» و «چرايى». وظيفه يك سيستم آموزش حرفه اى لحاظ كردن هر سه و فراهم آوردن امكان پيشرفت در هر سه بعد است ولى نكته مهم اين است كه استاد نوازندگى در آموزش خود، بيش از هر چيز به مقوله «چيستى» تكيه كند، يعنى تشريح عملى ويژگى هاى يك اجراى هنرمندانه حرفه اى؛ البته استاد، در شرايط ايده آل، كه پا از محدوده يك معلم صرف فراتر گذاشته و به يك متدولوژيست آموزشى نزديك مى شود، در مقوله «چگونگى» هم راهكارهايى ارائه مى كند (در باب شيوه رسيدن به ايده آل «چيستى» و مباحثى نظير روش هاى تمرين) و بدين ترتيب كمترين تاكيد بر مقوله «چرايى» خواهد بود كه عمدتاً در حوزه آموزشى موزيكولوژى جاى دارند؛ در واقع استاد حرفه اى آن كسى است كه علاوه بر دانشى ژرف بر علم موزيكولوژى - كه چرايى قوانين زيباشناختى موسيقى را به بحث مى كشد- اين درجه از تجربه آموزشى را نيز داشته باشد كه از هرگونه بحث غيرضرورى كه خارج از حيطه Instrumental Pedagogy (آموزش سازى) باشد خوددارى كند. در واقع اگر فردى نام «استاد پيانو» را يدك مى كشد، ما از او انتظار نداريم كه به ما سولفژ يا هارمونى هم درس بدهد؛ و بالعكس، اگر كسى استاد موزيكولوژى يا آهنگسازى است، هرگز و اخلاقاً مجاز به تدريس پيانو يا ويولن نيست. من متاسفانه افراد بسيارى را حتى در بين شخصيت هاى مطرح موسيقى كشور مى شناسم كه بدون داشتن زمينه آموزش حرفه اى نوازندگى، به تدريس پيانو، كه از اين حيث مظلوم ترين ساز نيز هست، مى پردازند. از طرفى ديگر بسيارى معلمين حرفه اى تر پيانو را مى شناسم كه شاگردان را براى ساليان سال نزد خود نگه مى دارند و با اين ترفند حداكثر تعداد شاگرد را نزد خود حفظ مى كنند. معلمينى كه توانايى هاى محدود خود را اغلب براى «مقهور كردن» شاگردان به كار مى برند و از تعدد «شاگردزاده شدگان» ابدى در اطراف خود لذت مى برند. البته اين تا حدودى ريشه در گذشته ما دارد؛ موسيقى به شكل سينه به سينه منتقل مى شده و استاد موسيقى در مقام مرشد و مراد هم انجام وظيفه مى كرده است؛ او مسير حركت شاگرد در تمام جوانب زندگى را تعيين مى كند و حتى در زمينه مشاوره ازدواج هم به شاگرد سرويس مى دهد و در قبال اينها، تحت نام كلاس موسيقى حرفه اى، از شاگرد شهريه مى گيرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/12/08ساعت 20:56  توسط شورای فنی ارکستر  | 

نفس گيری


«
سازهای بادی - برنجی ارکستر و نحوه ی نوين نفس گيری صحيح» کتابی است از «حسين شريفی»، استاد دانشگاه هنر و عضو ارکستر سمفونيک که اطلاعات جديد موسيقايی دنيا در رشته ی تخصی خود، سازهای بادی را گردآوری کرده است.

 گزارش سايت خبری خانه ی هنرمندان ايران، «حسين شريفي» نوازنده ی ترومبون و استاد موسيقی دانشگاه هنر و دانشکده ی صدا و سيما، اطلاعات مربوط به ساز تخصصی خود و ساير سازهای بادی کوبه ای را همراه با اصول صحيح نفس گيری در سازهای بادی، در کتابی جمع کرده است که انتشارات سروش به زودی آن را منتشر خواهد کرد.
اين کتاب که 101 صفحه دارد، به دو بخش تقسيم شده است. بخش اول به تاريخچه ی سازهای بادی برنجی در ارکستر سمفونيک، منطقه های صدايی اين سازها، قدرت صدا دهی و مکانيزم عمل آنها اختصاص يافته است. در بخش دوم که «شريفی» بر لزوم در دسترس قرار داشتنش برای هنرجويان و نوازندگان سازهای بادی تأکيد دارد، توضيحاتی است در مورد نفس گيری دقيق در سازهای بادی. او اميدوار است که با انتشار اين کتاب بتواند کمکی به کم شدن بيماری هايی مانند آرتروز در ميان نوازندگان اين سازها بکند. برای گردآوری اين کتاب به «مستندات موجود در سراسر دنيا» مراجعه کرده است: «بيشتر، ارتباط با نوازندگان سطح اول دنيا و کتاب هايی که راجع به نحوه ی نفس گيری نوشته شده است، استفاده از مطالب موجود در اينترنت و همچنين استنباط خودم از تجربه ی کاری که دارم
«
شريفی» در اين کتاب از عکس های رنگی و مطالبی استفاده کرده است که هنر جويان بتوانند تمرينات اين دوره ی 21 روزه ی آموزشی را با کمترين مشکل انجام دهند.
تحقيق ديگری هم در دست دارد و می خواهد تاريخچه ی ورود سازهای بادی برنجی به ارکسترها، کارايی، تغيير مکانيزم های انجام شده و شکل تکامل يافته ی آن را در کتاب ديگری منتشر کند.
او که خود برای جمع آوری اطلاعات، به زبان انگليسی مسلط است، در مورد منابع مکتوب موجود در زبان فارسی با صراحت می گويد: «برای سازهای بادی برنجی هيچ منبع مکتوبی وجود نداردبه عنوان تنها منبع موجود، به کتاب سازها اشاره می کند که در آن هم تنها نام و وسعت صدايی اين سازها آورده شده، نه چيزی بيشتر. و توضيح می دهد: «اين سازها، خيلی مهجور مانده اند. به خصوص ترومبوندليل اين مسئله را هم «استنباط غلط از آن» عنوان می کند: «مردم فکر می کنند ترومبون يک ساز نظامی است. در حاليکه در بسياری از کارهای کلاسيک، پاپ و جز حضور دارد
در توضيح اين ساز، به خواستگاه آن «ايتاليا» اشاره می کند و استفاده ای که «ترتنرها» قبل از قرن 12 ميلادی برای اطلاع رسانی موقعيت های جنگی از آن می کرده اند. اما از دويست سال پيش که به شکل امروزی در آمده است: «با سه مدل «ترمبون آلتو»، «ترمبون تنور» و «ترومبون باس» وارد ارکسترها شده. به خصوص در ارکسترهای جاز که ريشه در موسیقی سياه پوستان آمريکا دارد، و در موسيقی لاتين

تاريخ ورود ترومبون به ايران به زمان قاجار و حضور مستشاران فرانسوی برای راه اندازی موسيقی تشريفاتی و نظامی باز می گردد و از هنگام آغاز کار ارکستر سمفونيک تهران در زمان «پرويز محمود» به ارکستر سمفونيک ما هم راه يافته است. با اين حال کمتر غير موسيقی دانی هست که حتی نام اين ساز را شنيده باشد و در کمتر آگهی تبليغاتی کلاس های موسيقی واژه «ترومبون» به چشم می خورد. «شريفی» برای توضيح اين وضعيت چند دليل می آورد: «صدای بلند ساز، بزرگی حجم آن و سختی نواختنشبه همين دليل هم ترومبون را سازی «غير بزمی» می نامد که در مجالس از آن استفاده نمی شود. در مقابل به جمله ای از «استراوينسکی» استناد می کند و ترومبون را «قلب تپنده ارکستر» می خواند.
«
شريفی» از چهار نوازنده ی حرفه ای ديگر نام می برد: «غلامحسين عباسی»، «مهدی محمودی»، «علی عباسی» و «رضا دبيری». خودش هم گروه ارکستر کوارتت بادی برنجی، با چهار ترومبون تشکيل داده و قطعاتی ساخته شده از دوره ی «باروک» تا «مدرن» را تنظيم کرده است که بعد از هماهنگی کامل، اجرا خواهد شد.
او همچنين در فکر اجرای يک کنسرت تلفيقی از ترومبون و سازهای کوبه ای مانند طبلا و دهل، و سازهای نواحی مختلف ايران است. اما اين کار را در حد «کاغذ» ارزيابی می کند: «از نظر شنيداری خوب است. اما بايد ديد روی سن هم جواب می دهد يا نه
برای آشنا شدن با صدای ترومبون و نحوه ی کار «حسين شريفي» می توانيد به آلبوم هايی مثل «پرواز» و «سمفونی فلک الافلاک» از «کامبيز روشن روان»، «آب، خاک، آتش» از «فرهاد فخرالدينی» يا بعضی از ساخته های «مجيد انتظامی»، «حسين عليزاده» و «بابک بيات» گوش دهيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/12/08ساعت 20:33  توسط شورای فنی ارکستر  |